هیجان
هنوز باورم نمیشه که یکسری از کارها انجام شد. اینقدر هیجانزده ام که با اینکه 22 ساعته که نخوابیدم اصلا خسته نیستم
عروسی و کلی کار
فکر میکنم هیچوقت توی زندگیم اینقدر گرفتار نبودم. خدا کند همه چیز به خوبی و خوشی تمام بشود. مخصوصا این امتحان دکتر ویک.... از تصور این همه کاری که تا ده روز دیگر باید انجام بدهم تنم میلرزد. تنها کاری که میتوانم بکنم این است که به حجمش فکر نکنم و فقط به کار روز بعد بپردازم