Tuesday, February 27, 2007

درس امروز ما

در راستای اعصاب نداشتن به دلیل نا موفق بودن جلسه دیروز با استاد گرامی و بی انگیزگی اینجانب جهت کار در دفتر دخمه و بوگندو در این روز بهاری و بسیار زیبا، امروز صبح بعد از چرخیدن و بالا و پایین رفتن در پارکینگ دانشگاه به مدت ۱۰ دقیقه جهت پارک کردن ماشین مربوطه و عدم موفقیت در این امر، اینجانب سر فرمان را کج کرده و راهی مسیری نا معلوم را در شهر گشتم

ابتدا از استارباکس سردر آورده و بعد از صرف یک عدد چای لاتی کم چرب، اختلاط تلفنی با خواهر گرامی در تهران و مقادیری متنابهی رانندگی به سوی آرایشگاه سرازیر گردیدم

در ابتدا به حضور اینجانب رسانده شد که چون وقت قبلی نداشته ای باید بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در انتظار باشی. بعد از توافق بر سر زمان انتظار، اینجانب از این زمان استفاده نموده و در لابلای مجلات آرایشگاه به دنبال مدل مورد نظر بوده که ناگهان مدل مورد نظر را در همان صفحه اول پیدا کردم. بعد از آمدن خانم آرایشگر مدل را به ایشان نشان داده و با اندکی توضیح در مورد مدل مورد نظر شدیدا به این نکته اشاره گردید که پشت موها باید کوتاه کوتاه باشد

بعد از شامپو و گذراندن مراحل اولیه، اینجانب عینک را از چشم در آورده و با خیالی آسوده غرق فکر و خیالات و حرص خوردن از استاد گرامی گشته، که ناگهان با جملاتی از قبیل beautiful hair و so cute و healthy hair به خود آمده و چون حوصله عینک زدن نداشته با لبخندی ملیح و با تواضع تشکر کردم. شنیدن این جملات هیجان انگیز ( البته نه به حدی که اینجانب عینک به چشم زده و بررسی جزئی بنماید) در تمام مدت کوتاه کردن مو ادامه پیدا کرده و اینجانب متوجه گردید که چقدر با قیافه و موی خاور میانه ای و مدل انتخابی خود موجبات شادی خانم آرایشگر را تامین نموده است.

خلاصه که فقط مو کوتاه کردن اینجانب چیزی حدود یک ساعت و چهل و پنج دقیقه طول کشید و خانم آرایشگر رضایت نمیدادند که اینجانب تشریفشان را ببرند بیرون . اینجانب هم مشغول لذت بردن از اوضاع بودند و در ذهن خود فکر میکردند که چرا که نه بگذار این خاور میانه ای بودن یکبار به دردت بخورد وسرویس بیشتر بگیری که ناگهان صورتحساب را ملاحظه نمودند

اینجانب در انتها با پیاده شدن ۳۹ دلار بی ارزش این نکته را به خوبی فرا گرفته است که دیگر هیچگاه در اثر عصبانیت دانشگاه را ترک نکرده و تعریف و تمجید این مو بورها از موی خود را جدی نگیرد

این نوشته اکنون توسط شخصی در دفتری دخمه، در حالیکه در تلاش برای دیباگ کردن برنامه ای است، نوشته شده است. این شخص موهایی آرایشکرده و مناسب مجالس و میهمانیها دارد و از هر جای دپارتمان که رد میشود همه چپ چپ به او مینگرند. این شخص هنوز نتوانسته است شوهر خود را در دانشگاه بیابد تا حداقل موهایش را به او نشان دهد تا شاید مرهمی باشد بر درد ۳۹ دلاریش

0 Comments:

Post a Comment

<< Home