سناریوی زندگی
صحنه یک
در ماشین، نم نم بارون، بازگشت به بلکسبرگ، تایپ کردن و شنیدن موسیقی
صحنه دو
یکروز قبل، صبح، در راه رفتن به واشنگتن دی سی. چند ساعت بعد: زنگ تلفن، مامانته از ایران. مکالمه با مامان، صدای پیانوی نیلوفر در پشت صحنه. چند قطره اشک در اینسوی خط و سکوت. مکالمه با نیلوفر و خندیدن به نیاسان
صحنه سه
شب، خانه دایی رضا، در حال دیدن مراسم اسکار. یادآوری به نوید در مورد خواهرت و پیانو، صدای پیانو برای یک دقیقه، نه چندان زیبا، صدای کف زدن
صحنه چهار
یکروز قبل، صبح، با مت، نامه ای که منتظرش بودی. باز کردن نامه، بر باد رفتن کلی نقشه برای سال بعد. آرزوی یک گوشه ساکت و دنج در میان جمع، کاری که باید تا چند لحظه دیگه ارائه شه. دزدیدن نگاهت از بقیه
صحنه پنج
ظهر، اطاق پاول، مکالمه در مورد نامه، برنامه ریزی برای نوامبر، کورسوی امید
صحنه یک
بیقراری........
در ماشین، نم نم بارون، بازگشت به بلکسبرگ، تایپ کردن و شنیدن موسیقی
صحنه دو
یکروز قبل، صبح، در راه رفتن به واشنگتن دی سی. چند ساعت بعد: زنگ تلفن، مامانته از ایران. مکالمه با مامان، صدای پیانوی نیلوفر در پشت صحنه. چند قطره اشک در اینسوی خط و سکوت. مکالمه با نیلوفر و خندیدن به نیاسان
صحنه سه
شب، خانه دایی رضا، در حال دیدن مراسم اسکار. یادآوری به نوید در مورد خواهرت و پیانو، صدای پیانو برای یک دقیقه، نه چندان زیبا، صدای کف زدن
صحنه چهار
یکروز قبل، صبح، با مت، نامه ای که منتظرش بودی. باز کردن نامه، بر باد رفتن کلی نقشه برای سال بعد. آرزوی یک گوشه ساکت و دنج در میان جمع، کاری که باید تا چند لحظه دیگه ارائه شه. دزدیدن نگاهت از بقیه
صحنه پنج
ظهر، اطاق پاول، مکالمه در مورد نامه، برنامه ریزی برای نوامبر، کورسوی امید
صحنه یک
بیقراری........

0 Comments:
Post a Comment
<< Home