گفتگو
با استاد باسواد و محترمی صحبت میکردم از کشور هند. معتقد بود که این حق ایران است که فناوری هسته ای داشته باشد و باید تا آخرش بایستد ولی به این توجه نداشت که ایران چگونه میتوانست چندی پيش حقانیت سخنش را در جامعه جهانی اثبات کند، چگونه ميتوانست هوشمندانه بدون دعوا راه انداختن، گرفتن کلی مزايای اقتصادی و با سربلندی به کارش ادامه دهد.
در پاسخ من میگفت مگر بوش میداند راه و رسم صحبت کردن را. ولی به این توجه نداشت که ایران در جایگاه آمریکا نیست، به این توجه نداشت که مردم ایران یکبار طعم جنگ و مشکلات اقتصادی را کشیده اند، اينکه نسل من با تجربه جنگ ديگر خسته ایم از اين بازيها، ما نميخواهيم دوباره شاهد باشيم که ساخت ساختمانی* در پلی تکنيک چيزی بيش از دوازده سال طول بکشد. ما خسته ايم از از دست دادن نيروهای مملکتمان در جنگ. ما به دنبال رفاه، رشد و بالندگی در آرامش هستيم.
به اين توجه نداشت که ايران منفورترين کشور دنياست و بوش که اينبار ميداند هزينه جنگ چقدر است چه حريه نابی در دسترس دارد که ديگر کشورها را عليه ايران بسيج کند.
* لازم به توضيح است که من از سال ۶۶ هر روز سر راه مدرسه از خيابان رشت رد ميشدم و فکر ميکردم اين ساختمان چرا هيچگاه ساخته نميشود تا اينکه در نهايت چند ماه پيش از فارق التحصيل شدنم از دانشگاه در سال ۷۷ اين ساختمان افتتاح شد.

0 Comments:
Post a Comment
<< Home